|
میدانم بد کردم می دانم گناه کردم می دانم خدا مرا نمی بخشد می دانم ان دنیا یقه ام را می گیرد و من هم چیزی برای گفتن ندارم اما افسوس که نمی شود برگشت همه چیز را با اگاهی به عاقبتش درست کرد ولی افسوس که نمی شود من از کلمه کاش بدم می اید ولی ای کاش می شد؟ من همیشه این شعر را برای خودم زمزمه می کنم می میرم برات نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشات رفتی از برم تو می دونستی که دلم بسته به سازه صدات آرزومه که نمی دونستی من می میرم برات نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من حروم بشی نمی خوام ازت نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم باشی اندازه سه تا دوستت دارم آنقدر انقدر اشک مي ريزم که تو را در اشکهايم ببينم آنقدر انقدر اشک مي ريزم بعد اشکهايم را پاک مي کنم که کسي تو را نبيند .
|
|
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و تنهایی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردمتمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردمپس از یک جستجوی نقره ای ذر کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم...
|
|
كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي اخر تقويم عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت اشكهايم را برايت مي فرستم تا بداني درد دل بالا ترين دردهاست چشمهايم را برايت مي فرستم تا بداني چشم من گريان ترين چشمهاست
|
|
روز ولنتاین (14 فوریه) و روز سپندرمذگان (29 بهمن) به تمامی عاشقان تبریک میگم. روز عشق و عشق ورزی بر عاشقان مبارک
|
|
هفت شهر عشق شهر اول : نگاه و دلربايي شهر دوم : ديدار و آشنايي شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم : بهانه فكرجدايي شهر پنچم : بي وفايي شهر ششم : دوري و بي اعتنايي شهر هفتم : اشك ، آه ، تنهايي
|
|
السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)! امروز، روز عاشوراست، روز شهادت جگر گوشه ی زهرا(س) است. امروز، همه خالصانه عرض میکنیم: «یا بقیۀ الله! آجرک الله فی مصیبۀ جدٌک» عاشقان حسین! امروز به حضرت زینب (س) و فاطمه زهرا (س) و اهل بیت (ع) عرض تسلیت بگویید. مصیبت امروز این قدر سنگین است که آدم متحیٌر می مونه، چه کنه؟ چی بگه؟ چگونه این بار داغ و غو غصه رو تحمل کنه؟ ما که اون روز کربلا نبودیم و در چنین روزیم توفیق نداشتیم کنار قبر امام حسین (ع) باشیم. بیاییم از همین جا عرض ارادت و محبت خودمون و ابلاغ کنیم. شاید الآن یوسف گمگشته زهرا کربلا باشه. روز عشورا امروز ای اهل عزا در کربلا غوغا بود فرش زهرا لاله های پرپر زهرا بود دود و اتش بوی خون می آید از دشت بلا خیمه ها در آتش و جانش میان خیمه ها یک طرف داغ حسین، یک طرف بی یاوری هم عزاداری نماید، هم زنان را رهبری فاطمه ورد لبش امروز غریب مادر است چون که می بیند حسینش غرق و خون و بی سر است
|
|
السلام علیک یا حسین بن علی سلام دوستان عزیزم ایام سوگواری خون خدا ، آقا امام حسین (علیه السلام) به همه دوستاران و عاشقان آن امام همام تسلیت عرض میکنم. در خانه دل، غم حسین است چون ماه محرم حسین است بی شبهه بَود خدا عزادار هر جا که ماتم حسین است بر قبله ی عشق جاودانه افراشته پرچم حسین است هر درد کند دوا به عالم اشکی که به ماتم حسین است
جانان فدایت حسین جان |
رودها در جاري شدن
و علفها در سبز شدن معني پيدا ميكنند
كوهها با قله ها
و درياها با موج ها زندگي پيدا ميكنند
و انساتها و همه انسانها با عشق
فقط با عشق
پس يا خدايا بر من رحم كن
بر من كه ميدانم ناتوانم رحم كن
باشد كه خانه اي نداشته باشم
باشد كه لباسهاي فاخري بر تن نداشته باشم
باشد كه حتي دست و پايي نداشته باشم
اما نباشد هرگز نباشد
كه در قلبم عشق نباشد هرگز نباشد

|
بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم.
|
|
دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هم جدا شدند.
|











