|
اي همراه بهترين روزهاي زندگيم نبودنت را باور نمي کنم با اينکه مي دانم محال ترين آرزوي من بوده اي اي همسفر جاده تنهاييم ديري است که به اميد با تو يودن نفس مي کشم و به انتظار ديدار تو زنده ام با اينکه بارها گفته اي ديگر برنمي گردي اي هم درد با غصه هايم هنوز هم شريک لحظه هاي غم و شادي من هستي و من هنوز هم با کسي جز تو درددل نمي کنم با اينکه مي دانم در کنارم نيستي اي هم دل با قلب شکسته ام قلبم براي تو مي تپد و تنها تو مي تواني مرهمي بر زخمهايم باشی.
|
|
از ماورای یک احساس قشنگ تپش های قلب تو را می شنوم... چه زیباست از پشت این نقاب هزار رنگ حس دل تنگی تو را بوییدن... تو را می بینم و می جویم که همچون یک باران بهاری بر دل پاییزی من می باری و سیراب می کنی درختان دلم را که بارور می شوند و شکوفه می دهند در بهار دل و میوه می دهند در تابستان گرم وجود تو... چه معصو مانه است عشقی که تو دیده ای را فهمیدن... به ذهنم هم نمی آمد که روزی میشوی هم حس تنهایی های من... من و تو از تراوش یک چشمه ایم...چشمه ای پر از قطرات ناب تنهایی... همان حس مشترک... ماه ها و سال ها قاب خالی دل را با عکس دو چشم پر کردم...چشم هایی آسمانی
|
|
يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس او هرگز نمي داند نگاهش مي كنم ،شايد بخواند از نگاه من ، كه او را دوست دارم ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند ‹ و ا ي › به برگ گل نوشتم من ، كه او را دوست مي دارم ولي افسوس ، او گل را به زلف كودكي آويخت ، تا او را بخنداند صبا را ديدم و گفتم صبا ، دستم به دامانت بگو از من به دلدارم ، تو را من دوست مي دارم ولي ناگه ، ز ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم من عاشق ، عاشق شدنم در كدامين مكتب و مذهب ، جرم است پاكبازي در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم من عاشق ، عاشق شدنم من از بيراهه هاي هله بر مي گردم و آواز شب دارم هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم مثال كوره مي سوزد تنم از عشق ، اميد طَرب دارم حديث تازه اي از عشق مردان حَرب دارم من عاشق عاشق شدنم ، من عاشق عاشق شدنم
|
|
لحظه ای گوش فرا دهیم ...... لحظه ای گوش جان سپاریم به زیباترین ترنم زندگی. آن هنگام که قدم ها ، صدای عشق را می دهند. و هر گام ، نسیم دلداه گی با خود دارد. تردید نکنید... این صدای پای یک عاشق است. عاشقی که با کفشهای غمگین قدم میگذارد.
|
|
نفسهایم بی تو بوی خاکستر سیگار پیرمردی را میدهد که به جوانی از دست رفته اش می اندیشد اما نه انگار در نبودنت پیرتر از پیرمردی شده ام که در زیر سایه ی عصایش نشسته و با خدایش حرفها دارد.
|
|
مرا به خاطر بیاور...عشق مرا به خاطر بیاور...
به لحظه ای که برای همیشه با تو وداع کردم...
بدان که دوری وطول زمان عشق و محبت تو را ازقلبم خارج نمی کند
تا زمانی که قلب من در سینه می طپد به تو می گوید:مرا فراموش مکن
هنگامیکه قلب شکسته ام برای همیشه در زیر خاک سرد مدفون شد مرا به خاطر بیاور...
زمانی که گلی به آهستگی روی قبر من روئید مرا به خاطر بیاور...
دیگر در این دنیا هرگز تو را نخواهم دید اما روح من همیشه به نزد تو خواهد شتافت.
|
|
میدانم بد کردم می دانم گناه کردم می دانم خدا مرا نمی بخشد می دانم ان دنیا یقه ام را می گیرد و من هم چیزی برای گفتن ندارم اما افسوس که نمی شود برگشت همه چیز را با اگاهی به عاقبتش درست کرد ولی افسوس که نمی شود من از کلمه کاش بدم می اید ولی ای کاش می شد؟ من همیشه این شعر را برای خودم زمزمه می کنم می میرم برات نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشات رفتی از برم تو می دونستی که دلم بسته به سازه صدات آرزومه که نمی دونستی من می میرم برات نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من حروم بشی نمی خوام ازت نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم باشی اندازه سه تا دوستت دارم آنقدر انقدر اشک مي ريزم که تو را در اشکهايم ببينم آنقدر انقدر اشک مي ريزم بعد اشکهايم را پاک مي کنم که کسي تو را نبيند .
|
|
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و تنهایی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردمتمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردمپس از یک جستجوی نقره ای ذر کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم...
|
|
كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي اخر تقويم عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت اشكهايم را برايت مي فرستم تا بداني درد دل بالا ترين دردهاست چشمهايم را برايت مي فرستم تا بداني چشم من گريان ترين چشمهاست
|
|
روز ولنتاین (14 فوریه) و روز سپندرمذگان (29 بهمن) به تمامی عاشقان تبریک میگم. روز عشق و عشق ورزی بر عاشقان مبارک
|












